|
دارم از تو مي نويسم (محبوب قلب من)
|


چه كسي باور كرد
جنگل جان مرا
آتش عشق تو خاكستر كرد؟
روز هجران و شب فرقت يار آخر شد ***** زدم اين فال و گذشت اختر كار آخر شد
تو رو اون لحظه که دیدم به بهانه هام رسیدم ![]()
از تو تصویری کشیدم که اونو هیچ جا ندیدم ![]()
تو رو از نگات شناختم قصه از عشق تو ساختم ![]()
تو رو از خودت گرفتم با تو یک خاطره ساختم
![]()
خدايا كمكم كن

خوابيدي بدون لالايي و قصه بگير آسوده بخواب بي درد و غصه
ديگه كابوس زمستون نمي بيني توي خواب گلاي حسرت نمي چيني
ديگه خورشيد چهرت و نمي سوزونه جاي سيلي هاي باد توش نمي مونه
ديگه بيدار نميشي با نگروني يا با ترديد كه بري يا كه بموني
رفتي و آدمكا رو جا گذاشتي قانون جنگل و زير پا گذاشتي
اينجا قهرن سينه ها با مهربوني تو، تو جنگل نمي تونستي بموني
دلت و بردي با خود به جاي ديگه اونجا كه خدا برات لالايي ميگه
مي دونم مي بينمت يه روز دوباره
توي دنيايي كه آدمك نداره

با تو ، حكايتي دگر اين دل ما به سر كند
شب سياه قصه را هواي تو سحر كند
باور ما نمي شود ، در سر ما نمي رود
از گذر سينه ما ، يار دگر گذر كند
شكوه بسي شنيده ام از دل درد كشيده ام
كور شوم ، جز تو اگر زمزمه اي دگر كنم
چاره ي كار ما تويي ، ياور و يار ما تويي
توبه اثر نمي كند ، مرگ مگر اثر كند
مجرم آزاده منم ، تن به جزا داده منم
قاضي درگاه تويي ، حكم سحرگاه تويي
مقصد و مقصودم تويي ، عشقم و معبودم تويي
از تو حذر نمي كنم ، سايه مگر سفر كند
رو سنگ قبرم بنويس *** ديگه مجال گريه نيست


وقتيكه من مردم عزم فرداهاي ديگر كن
يعني مرا در خاطرات خويش پرپر كن
اما به اثبات وفاداري هر از گاهي
با گيسوانت سنگ قبرم را معطر كن
پنج شنبه ها بعد ظهر با شاخه اي گل
برگرد و لحظه اي را بر سنگ مزارم سر كن
هر وقت برگشتي و ديدي جاي من خاليست
ياد از تموم لانه هاي بي كبوتر كن
حتي اگر صدها كفن پوسيده باشم
عشق مرا در زير سنگ و خاك باور كن

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
به تو از تو مي نويسم٬ به تو اي هميشه دريا * اي هميشه از تو زنده ٬ لحظه هاي رفته بر باد
وقتي که بن بست غربت٬ سايه سار قفسم بود * زير رگبار مصيبت٬ بي کسي تنها کسم بود
وقتي از آزار پاييز٬ برگ و باغم گريه مي کرد * قاصد چشم تو آمد٬ مژده روييدن آورد
به تو نامه مي نويسم اي عزيز رفته از دست
اي که خوشبختي پس از تو گم شد و به قصه پيوست
اي هميشگي ترين عشق٬ در حضور حضرت تو*اي که مي سوزم سرا٬ پا تا ابد در حسرت تو
به تو نامه مي نويسم نامه اي نوشته بر باد * که به اسم تو رسيدم قلمم به گريه افتاد
اي تو يارم روزگارم گفتنيها با تو دارم * اي تو يارم از گذشته يادگارم
به تو نامه مي نويسم اي عزيز رفته از دست
اي که خوشبختي پس از تو گم شد و به قصه پيوست
در گريز ناگزيرم ٬ گريه شد معني لبخند * ما گذشتيم و شکستيم ٬ پشت سر پل هاي پيوند
در عبور از مسلخ تن٬ عشق ما از ما فنا بود * بايد از هم مي گذشتيم٬ برتر از ما عشق ما بود
اي تو يارم٬ روزگارم٬ گفتني ها با تو دارم * اي تو يارم از گذشته يادگارم
به تو نامه مي نويسم از عزيز رفته از دست
اي که خوشبختي پس از تو گم شد و به قصه پيوست

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بعد ها نام مرا باران و باد
نرم می شویند از رخسار سنگ
گور من گمنام می ماند به راه
فارغ از افسانه های نام و ننگ
(فروغ فرخزاد)
یاد گرفتم...
یاد گرفتم که ... عشق با تموم عظمتش چند ماه بیشتر نیست ... !!!
یاد گرفنم که ... عشق یعنی فاصله و فاصله یعنی دو خط موازی که هیچ وقت بهم نمی رسن ... !!!
یاد گرفتم که ... همون قدر که محبت کنی ارزشت کم میشه .... !!!
و یاد گرفتم که .... هرچی عاشق تر باشی....تنها تری....!!!!

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بسان مرغکی آواره غم به دشت سینه من پرگشودی ![]()
به سقف کلبه ویرانه دل گرفتی آشیان آنجا تو موندی ![]()
بگو ای غم سرایی جزدل من چنین مخروبه آیا دیده بودی ![]()
تو که ماوا در این ویرانه کردی ز صاحب خانه اش پرسیده بودی ![]()
نمی پرسی ز من پیش از تو ای غم چه کس در خلوت دل آشیان داشت ![]()
چه کس بود و چرا رفت و کجا رفت چه جایی بهتر از اینجا نشان داشت ![]()
تو میدانی که آیا این دل من زمانی چون بهاری با صفا بود؟ ![]()
دلی سرمست از شوق محبت دلی آکنده از مهر و وفا بود ![]()
مرو ای غم که بی تو این دل من چو فانوس شکسته سوت و کور است ![]()
مرا بی همزبان مگذار و مگذر که با شادی رهم بس دور دور است ![]()
![]()
![]()
![]()